ویراست ناویراسته
از سوی روزنامه ـبرای ديدن چگونگی پديده قاچاقـ 3 روز رهسپار كردستان شدم: نخست، پرواز با هما از تهران به سوی اورميه(ارومیه)؛ سپس از آنجا 18ساعت با اتوبوس به سوی بانه، سقز و سنندج.
گزارش سفر دیروز چاپ شد، اما پيش از چاپ، نثر فشردهِ ژورناليستی من از سوی دبيرسرويس، دگرگون به نثر مطول تازیزده شد؛ و دردناکتر آنكه، مفهوم كنايهآميز و زيركانهاش را نيز در فرايند ويراستِ ناويراسته از دست داد و تبديل شد به انشای نوجوانانه در باره محيطزيست! در حالی که محیطزیست ـ دستکم در اینجا- هیچ موضوعیتی ندارد.
داستان از اين قرار است كه هنگام بازگشت، يكیگفت:«بازار بانه، پُر است از السیدیهای آشغال...»
اين گپ در ذهنام ماند تا زمان نوشتن سفرنامه؛ که در یک پاراگراف آوردم:
پس از ناهار، برای آنكه آشغالی از خود به جا نگذاريم، همه را جمع كرديم و با خود به شهر برديم و در سطل آشغال ريختیم...
و دبیر سرویس به دور از چشم من، اينگونه تغییرش داد و به چاپ سپرد:
ما برای آن كه به سهم خود در حفظ محيطزيست كوشا باشیم، و با ريختن آشغال، آنرا آلوده نكنيم، باقیمانده مواد خوراکی را در جعبه مقوايی ریخته و با خود به هتل محل اقامت برديم و در سطلهای تعبيهشده برای جمعآوری آشغال، ريختیم...!! متن گزارش
-----------------------------------------------------------
پیام: نثر شما جذاب و زیباست... دکتر نگین حسینی
کمینه گراMinimalism
پوزش
زنگ تلفن برخاست. گوشی را ..» <ادامه...>
آغازدوستي
در بوستان، زاغيها به پيرزن تنهايي... <ادامه...>
باد
ميگفتند دوستي اينترنتي يعني... <ادامه...>
توهم
مرد به تازگي سركار ... <ادامه...>
فیلسوف
بار نخست كه رو به پدر ... <ادامه...>
انشتین
داشت ميرفت فوقدكترايش را ...<ادامه...>
اژدها
سرما زدهاي توی غار تاريكی... <ادامه...>
شکوفه
خيلي دوست داشت يکي از آن ادکلنهاي پاريسی را که شيشه شيکی... <ادامه...>
دوستم گفت بیا برویم مجلس ختم فلانی <ادامه...>
تماس
Alidarvishi3@gmail.com
روزنامه02129994268
09194922966